عاشقانه های من در شب یلدا


+ از مرگ . . . (احمد شاملو)

هرگز از مرگ نهراسیده ام

اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود .

هراسِ من – باری – همه از مردن در سرزمینی ست

که مزدِ گور کن

از بهایِ آزادی یِ آدمی

افزون باشد .

جستن ، یافتن ، و آن گاه

به اختیار برگزیدن

و از خویشتن ِ خویش

باروئی پی افکندن –

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد ،

حاشا حاشا ، که هرگز از مرگ هراسیده باشم .

mahdiba@sabamail.com

نویسنده : مهدیبا ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک