عاشقانه های من در شب یلدا


+  

خانه دوست کجاست؟

در فلق بود که پرسید سوار .

آسمان مکثی کرد؛ رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید وبه انگشت نشان داد سپیدلری و گفت : نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است . میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می آرد پس به سمت گل تنهایی می پیچی دو قدم مانده به گل پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی کودکی می بینی رفته از کاج بلندی بالا جوجه بر دارد از لانه نور و از او می پرسی.... خانه دوست کجاست ؟

نویسنده : مهدیبا ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها: شعر و عشق و دوست و خانه
comment نظرات () لینک