عاشقانه های من در شب یلدا


+ شعر آرزو (فروغ فرخزاد)

کاش بر ساحل رودی خاموش ، عطر مرموز گیاهی بودم

چو بر آنجا گذرت می افتاد ، به سرا پای تو لب می سودم

کاش چون نای شبان می خواندم ، به نوای دل دیوانه تو

خفته بر هودج مواج نسیم ، می گذشتم ز در خانه تو

کاش چون یاد دل انگیز زنی ، می خزیدم به دلت پر تشویش

ناگهان چشم تو رامی دیدم ، خیره بر جلوه زیبائی خویش

کاش در بستر تنهائی تو ، پیکرم شمع گنه می افروخت

ریشه زهد تو وحسرت من ، زین گنهکاری شیرین می سوخت

کاش از شاخه سرسبز حیات ، گل اندوه مرا می چیدی

کاش در شعر من ای مایه عمر ، شعله راز مرا می دیدی.....

نویسنده : مهدیبا ; ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٥ مهر ۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک